روشهای سنتی کار با فلز با چالشهای قابل توجهی روبهرو است که ابزارهای مدرن آنها را حل میکنند. محدودیتهای کلیدی عبارتند از:
باعث کاهش بهرهوری صنعتگران از طریق تمام این ناکارآمدیها میشود که در نهایت بر سود نهایی آنها تأثیر میگذارد. سیستمهای CNC همراه با فناوری برش لیزری و جت آب، با دقت دیجیتالی و نیاز کمتر به کار دستی، در حال از بین بردن این محدودیتهای قدیمی هستند. تحقیقات نشان میدهد زمانی که کارگاهها از این ابزارهای جدید استفاده میکنند، حدود نصف کارهای اصلاحی را کاهش میدهند و در کارگاههای کوچکتر نیز دو برابر ظرفیت تولید خود را افزایش میدهند. خبر خوب این است که بهکارگیری این رویکردهای مدرن به معنای از دست دادن جنبه هنری کار نیست. بلکه، صنعتگران میتوانند مهارتهای خود را حفظ کنند و در عین حال موانع آزاردهنده جریان کاری که مدتها آنها را محدود کرده بود را از میان بردارند.
ماشینکاری CNC که توسط نرمافزارهای CAD و CAM پشتیبانی میشود، واقعاً روش ما برای انجام کارهای فلزی دقیق را در این روزها تغییر داده است. به جای تکیه بر میزهای طراحی قدیمی و ابزارهای دستی، کارگاههای مدرن امروزه از ماشینآلات کنترلشده توسط کامپیوتر استفاده میکنند که دستورالعملهای ریاضی را با دقتی برابر کسری از اینچ - گاهی تا حدود مثبت یا منفی ۰٫۰۰۵ اینچ - دنبال میکنند. این موضوع برای کار عملی در کارگاه چه معنایی دارد؟ در ابتدا به معنای کاهش ضایعات فلزی در محل دفن زباله است. و هنگامی که سرعت تحویل قطعات مطرح باشد، تولیدکنندگان گزارش دادهاند که زمان تولید خود را در مقایسه با روشهای متداول قدیمی تقریباً نصف کردهاند.
مدلسازی پارامتریک CAD فرآیندهای دستی و خستهکننده طراحی را کاهش میدهد، زیرا ارتباطاتی بین بخشهای مختلف یک طراحی ایجاد میکند. اگر نیاز به تغییری وجود داشته باشد، مثلاً عمق دندانهها در چرخدندهها بیشتر شود، تمام قطعات متصل به صورت خودکار بهروزرسانی میشوند. سپس نرمافزار CAM وارد عمل میشود که این مدلهای دیجیتال را گرفته و به دستورالعملهای دقیقی تبدیل میکند که ماشینها میتوانند دنبال کنند. این نرمافزار دقیقاً مشخص میکند که هنگام ساخت قطعات از موادی مانند برنج یا قلع، کجا و چگونه برش انجام شود. شرکتها حدود ۳۰ درصد کاهش در نیاز به بازنویسی طرحها پس از پیشنویسهای اولیه گزارش دادهاند، علاوه بر آن زمان انتظار قبل از شروع تولید برای دستههای کوچکتر نیز کمتر شده است. این امر برای صرفهجویی در زمان و هزینه در کارگاههای تولیدی در سراسر جهان چندان بد نیست.
بسیاری از کارگاههای کوچک صنعتگر به لطف استفاده از فناوری CNC در مقیاسهای مختلف، نتایج بهتری از تولید محدود خود کسب کردهاند. به عنوان مثال، یک سازنده مجسمه برنزی را در نظر بگیرید که پس از راهاندازی دستگاههای فرز دسکتاپ CNC، معایب تولید را تقریباً ۹۰ درصد کاهش داد. کارهای ظریف و پیچیدهای که قبلاً حدود ۱۵ ساعت زمان میبرد و کاملاً با دست انجام میشد؟ اکنون میتوانند ۲۰ عدد آن را با دقت و ثبات کامل در عرض تنها سه ساعت تولید کنند. این امر برای هنرمندان به این معناست که زمان کمتری را صرف کارهای تکراری میکنند و فرصت بیشتری برای خلاقیت واقعی پیدا میکنند. برخی از هنرمندان حتی شروع به آزمایش طرحهای جدیدی کردهاند که پیش از ظهور این ماشینآلات، اجرای دستی آنها غیرممکن بود.
هنگام پردازش آلیاژهای تاریخی مانند فولاد آهنکوبیشده، برنج و برنز، کار با فلزات به روش سنتی با چالشهای منحصر به فرد حرارتی و ساختاری مواجه است. سیستمهای مدرن لیزری، جت آب و پلاسما با کنترل دقیق انتقال انرژی، این محدودیتها را برطرف میکنند؛ اما انتخاب فناوری بهینه مستلزم درک تعاملات خاص مواد است.
هر آلیاژ نیازمند رویکردهای برش اختصاصی است:
| فناوری | بهترین برای | محدودیت های مادی | ملاحظات کیفیت لبه |
|---|---|---|---|
| لیزر | برنج نازک (<6mm) | بازتاب در مس خالص | مناطق تحت تأثیر حرارتی در برنزها |
| جت آب | مجسمههای برنزی | کند در فولادهای سختشده | بدون تغییر شکل حرارتی |
| پلاسمای | فولاد آهنگدازی ضخیم | ذرات اضافی زیاد در غیرآهنیها | سریعتر اما با پرداخت سطح زبرتر |
هنرمندان تولید کوچک ادعا میکنند با تطبیق فناوری با ویژگیهای آلیاژ، ۳۰ درصد کاهش در قطعات ردشده داشتهاند — بهویژه در بازتولید قطعات تاریخی که دقت ابعادی غیرقابل مذاکره است.
ساخت افزایشی، یا به اختصار AM، در حال تغییر روشهای ساخت محصولات فلزی است بدون آنکه از تکنیکهای سنتی که نسلهاست منتقل شدهاند صرفنظر کند. با چاپ سهبعدی، هنرمندان میتوانند اشکالی بسازند که با روشهای سنتی مانند متالورژی یا ماشینکاری امکانپذیر نیستند. امروزه بسیاری از هنرمندان ابتدا بهصورت دیجیتال کار میکنند و سپس مراحل پایانی را بهصورت دستی انجام میدهند و طرحهای دقیقی خلق میکنند که قبلاً تکمیل آنها ماهها طول میکشید. این رویکرد ترکیبی زمان تولید را حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد کاهش میدهد، اما همچنان چشمانداز هنری اصلی را حفظ میکند. آنچه این فناوری را واقعاً جالب میکند، این است که چگونه مسیرهای خلاقانه جدیدی را باز میکند در حالی که همچنان احترام کامل به دانش عمیق روشهای سنتی کار با فلز گذاشته میشود.
هنگامی که بخواهیم اشیای قدیمی مانند دستههای برنز زینتی یا چرخدندههای پیچیده ساعتهای قدیمی را دوباره خلق کنیم، این تکنیک واقعاً درخشان است. فرآیند با ایجاد قالبهای شنی از طریق فناوری جتسازی بایندر و پس از اسکن سهبعدی قطعات اصلی آغاز میشود. سپس کارگران متخصص، ترکیبهای مختلف فلزی را ذوب کرده و آنها را در این قالبها میریزند و همان تنظیمات حرارتی و ترکیبات فلزی را دنبال میکنند که در گذشته، هنرمندان از آنها بهصورت دستی استفاده میکردند. پس از ریختهگری، جادوی واقعی در مرحله پرداخت نهایی رخ میدهد، جایی که هنرمندان جزئیات را روی سطح حک میکنند، رنگهای قدیمی اعمال میکنند و همه چیز را دقیقاً همانگونه که پیشینیانشان انجام میدادند، مونتاژ میکنند. یک ریختهگری در بالتیمور موفق شد تجهیزات برنزی کشتیهای قرن نوزدهم را با اندازهگیریهای تقریباً کامل (حدود ۹۸٪) و با حفظ اصالت مواد بازتولید کند. کاری که جتسازی بایندر انجام میدهد، حذف تمام کارهای زمانبرِ تراشیدن قالب است که قبلاً هفتهها طول میکشید. و بر اساس گفته مدیر این ریختهگری: "مسئله فقط درست بودن شکل نیست. کارگران ما میدانند که چگونه فلزات مختلف رفتار میکنند و چه نوع پرداختی اصیل به نظر میرسد و همین موضوع باعث میشود این کپیها در برابر بررسیها مقاوم باشند." علاوه بر این، در مقایسه با روشهای قدیمی برش، ضایعات فلزی بسیار کمتری باقی میماند. این ترکیب از هنر سنتی با فناوری مدرن به حفظ مهارتهای سنتی کمک میکند بدون آنکه سرعت تولید خیلی کاهش یابد.